أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

693

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مدهاى فراوان گشت كه در فصول چهارگانهء گذشته به آن پرداختيم . از مهم‌ترين ويژگىهاى آن اين است كه عثمانىها ، چنان كه در بلاد ديگر سلطنت عثمانى مستقيم دخالت و حكومت مىكردند ، هيچ گاه به صورت مستقيم در مكه حكومت نكردند . البته مىبايست موارد كوتاهى را كه معلول شرايط خاص بود ، مستثنا كرد . اين وضعيت تا زمانى كه تركها بر ضد خليفه قيام كرده و مشروطه را به سال 1329 محقق كردند ، ادامه داشت . باز شدن فضاى فكرى عرب‌ها در نخستين رابطه‌شان با سلاطين عثمانى ، در مراكز مختلف خود ، به اطاعت از سلطان بسان خليفه‌اى كه از اساس اسلام حمايت مىكند ، باور داشتند ، اما در اين دوره ذهنيت آنان ، به دليل تأثيرى كه از اقوام انقلابى در عالم پذيرفتند ، در هم ريخت و باورشان چنان شد كه اين دولت كه تنها به حفظ اساس خود مىانديشد و در پى حاكميت خويش است و تسلط مطلق خليفهء خود را مىخواهد ، در واقع حقوق آنان را ضايع مىكند . زمانى كه مشروطه خواهان ترك سر به شورش و انقلاب بر ضد خليفه برداشتند ، شمارى از آزاديخواهان عرب براى مشاركت در پيروزى مشروطه وارد ميدان مبارزه شدند تا پس از پيروزى در نظام جديد ، عرب‌ها موقعيت بهترى داشته باشند . اما چيزى نگذشت كه مشروطه خواهان همان فكر تورانى خويش را حاكم كرده ، برترى خود را بر ديگر اقوام حفظ كردند ، همان چيزى كه اجدادشان آن را باور داشتند . نگاه آنان به مناطق عربى ، بسان نگاه به يك مستعمره بود . برخى پا را از اين هم فراتر گذاشته به تركى كردن اين مناطق فكر مىكردند تا همه را تحت يك شعار تركى متحد كنند . تشكل‌ها و سازمان‌هاى عربى اين تحولات سبب سرخوردگى عرب‌ها شد و عرب‌هاى آزاديخواه كه در آستانه بودند دست به تشكيل تشكّل‌هايى زدند . شمارى از ترك‌هاى مخالف با نظام جديد هم